X
تبلیغات
مجله اينترنتي ائل سوزو - نامه يك پدر به دخترش (مهندس ميشل قشقايي)

مجله اينترنتي ائل سوزو

فصلنامه علمي، پژوهشي، فرهنگي، هنري و سياسي

نامه يك پدر به دخترش (مهندس ميشل قشقايي)

نهال دختر عزيزم:

    قرار بود كه از وضع گذشته زندگي خانواده‌گي و چگونگي انتخاب فاميل ميشل قشقايي برايت بنويسم. فرصتي بدست آمد تا بتوانم به خواسته‌ات جواب دهم.

    در سال‌هاي اول جنگ جهاني حتي قبل از شروع جنگ (سال 1913 ميلادي) بعلل عواملي چند از جمله بيماري (شيوع بيماري وبا) و اختلاف شديد بين كلانتران و ريش‌سفيدان يك مهاجرت بزرگ از ايل قشقايي بدهات و شهرها شروع شد.

    بخش اعظم مهاجرين از طايفه كشكولي بزرگ بودند. علت اصلي اين موضوع اين بود كه مركز اين اختلافات و كشمكش‌ها در اين طايفه قرار داشت و اين پديده مصادف با كلانتري ابوالفتح خان كشكولي بود و بهمين جهت هنوز هم اين زمان «به سال ابوالفتح‌خاني» معروف است.

    در سال 1366 ايام عيد بود كه خدمت آقاي ملك منصورخان كه زماني ايلخاني ايل قشقايي بوده است در خيابان وليعصر تهران (خيابان ناهيد) حضور يافتم. ايشان از من سوال كردند كه از كدام طايفه هستيد. در پاسخ به ايشان گفتم پدر و پدربزرگم از طايفه كشكولي بزرگ و تيره طيب لو (طيبي) بوده است. پدر و خانواده من در اوايل جنگ بين‌الملل اول بطور دستجمعي به طرف خوزستان رفته‌‌اند. ملك منصورخان، خانم خود را كه از دختران كلانتران كشكولي بزرگ است صدا زد و باو گفت كه اجداد «همراه» باحتمال قوي در زمان ابوالفتح خان كشكولي از ايل مهاجرت كرده‌اند. البته از ابوالفتح خان كه در زمان او اين كشمكش‌ها و اختلافات باعث مهاجرت دستجمعي خانواده‌هاي طايفه كشكولي شده بود مطالب زيادي گفتند.

    آري خانواده «وردي»(1)ها يعني خداوردي، تاري وردي و تاري وردي بطور دست‌جمعي از ايل كوچ نموده و بسمت خوزستان مهاجرت مي‌نمايند. البته تاري وردي برادر كوچك بعداً پس از مراجعت به ايل به طايفه درشوري پناه برده و در آنجا با يكي از دختران طايفه دره‌شوري ازدواج مي‌نمايد.

    مناطق و شهرهايي كه در آنموقع بيش از همه قبول مهاجرت كردند مناطق نفت‌خيز بودند كه مركز عمليات شركت نفت و نياز مبرمي به نيروي انساني داشت. شهرهايي مثل آبادان و آغاجاري و مسجدسليمان و لالي و هفتگل كه درحال شكل‌گيري و بوجود آمدن بودند بيش از همه مورد توجه قرار گرفتند و در نتيجه بسياري از مهاجرين قشقايي در اين نقاط باستخدام شركت نفت درآمدند.

    در اوايل جنگ جهاني يعني حدود سالهاي 1912 و 1913 ميلادي (مطابق با 1288 و 1289 شمسي) حكومت عثماني «تركيه امروز» بر كشور عراق و بخصوص جنوب آن كشور يعني نواحي عماره، قرنه و بصره و فاو بخش جنوبي شط‌العرب (اروندرود) حكومت ميكرد.

    اواخر پاييز 1914 ميلادي تركيه جزو متحدين (كشورهاي آلمان و اتريش) و به متفقين اعلان جنگ صادر مي‌كند. در حقيقت آغاز جنگ بين‌الملل اول را مي‌توان زمستان 1914 در منطقه خاورميانه ناميد.

    خانواده ما كه از ايل قشقايي (طايفه كشكولي بزرگ) به تازگي مهاجرت كرده بودند ابتدا به بصره رفتند. بعلت اينكه زبان ترك‌هاي عثماني را ميدانستند (قشقايي‌ها بزبان تركي تكلم مي‌كنند) توانستند كه با عثماني‌ها در موارد مختلف تبادل‌نظر و با آنها بزبان تركي مكالمه نمايند. ضمناً چون به تازگي از ايل قشقايي مهاجرت كرده بودند و جوياي كار و شغل بودند. جهت بيدا كردن كسب و كار فقط به محيط بصره اكتفا ننموده بلكه به محل‌هاي مختلف از جمله به فاو و جزيره خارگ، و جزيره آبادان مسافرت نمودند (در آن زمان به كليه اين نواحي را بصره اتلاق مي‌كردند) در ماه نوامبر 1914 ميلادي (1289 شمسي) دولت انگليس با كمك حكومت هندوستان كه تحت‌الحمايه دولت انگليس بود از طريق بحرين به بندر فاو كه عثماني‌ها در آنجا قلعه مستحكمي داشتند حمله نمود و بسوي شط العرب جهت محافظت تصفيه‌خانه نفت متعلق به شركت نفت انگليس و ايران “ANGLO IRANIAN OIL Co.” در جزيره آبادان رهسپار شدند. سپس انگليسي‌ها به كمك عساكر هندي از طريق جزيره آبادان بخاك عراق (شعيبه) حمله كرده و شهر بصره را در 23 نوامبر 1914 تصرف نمودند. در اين زمان لوله‌هاي نفت خام بطول 150 ميل از ميدان نفتون واقع در مسجد سليمان نفت خام را به تصفيه‌خانه آبادان جهت تصفيه منتقل مي‌نمود و انگليسي‌ها با كمك نيروهاي هندي جهت حفاظت از ميدان نفتون و لوله‌هاي نفت خام و پالايشگاه آبادان نيروي خود را در اين بخش از خوزستان پياده و مستفر نمودند. البته در دوران جنگ انگليس با عثماني از خانواده‌هاي قشقايي بعنوان مترجم زبان تركي و همچنين بعنوان نيروي انساني استفاده بعمل مي‌آمد.

    بطور كلي در سال‌هاي 1915 و 1916 ميلادي انگليس‌ها توانستند كه دست دولت عثماني را از خاك عراق كوتاه سازند. در اين زمان آبادان بتدريج محل تصفيه‌خانه نفت گرديده و از لحاظ كار و نيروي انساني و اجتماعي رو به رونق گذارده بود و نياز به نيروي انساني جهت كار در پالايشگاه آبادان رو بفزوني گذارد.

    خانواده‌هاي قشقايي كه از ايل مهاجرت كرده و مدتها جوياي كار دائم بودند در پالايشگاه آبادان مشغول به كار شدند (حدود سال 1921 ميلاد يا 1300 شمسي)

    بنابروايت‌هاي مختلف و بررسي‌‌هايي كه بعمل آمده است پدربزرگ خانواده بنام علي وردي و پدر ايشان (جد بزرگ ما) بنام شاه وردي بوده است. نام پدر من نيز خداوردي است. همانطوري كه قبلاً اشاره گرديد خانواده وردي‌ها از گرمسير شروع به مهاجرت از ايل نمودند گرمسير طايفه كشكولي بزرگ شامل بخش‌هاي قريه شاه تسليم، قريه فراع، قيرچي، قلي‌چري ميشان، بيدكرز، بابامنير، باباكلان و اطراف رودخانه زهره بوده است.

    جهت استخدام در پالايشگاه آبادان از مهاجرين تقاضاي هويت و شناسنامه ميشود. هنگام مراجعه به اداره سجل و احوال بعلت اينكه فاميل قشقايي مختص خانواده ايلخاني قشقايي بوده است. لذا اداره سجل و احوال يك كلمه پيشوندي جهت فاميل تقاضا مي‌نمايد. پدربزرگ من بعلت اينكه از دشت ميشان و بيدكرز مهاجرت كرده بودند پيش‌وند فاميل را ميشي و يا ميشل كه بمعني گوسفند و يا گوسفندان است پيشنهاد مي‌نمايد. طرز نوشتن اين دو كلمه به خط شكسته قديم فارسي نزديك به يكديگر است «ميشل» اين كلمه را هم ميشي و هم ميشل ميتوان خواند. بايستي در نظر گرفت كه «ش» با فتحه (َ) تلفظ گردد و بمعني ميشان و يا گوسفندان است.

    البته در شرايط عادي كه فتحه گذارده نشود، ميشل نيز خوانده مي‌شود. هنوز هم در برخي از شناسنامه‌ها و مدارك و اسناد فاميل ميشل را به اين طريق مينويسند (ميشل قشقايي)

    به اين نكته بايستي اشاره نمود كه بين ميشل هيچ‌گونه ارتباطي با نام “Mishel” كه در اروپا و آمريكا و بخصوص در فرانسه رايج است وجود ندارد. اما معني كلمه قشقايي كه فاميل كليه خانواده‌هاي ايلخاني ايل قشقايي مي‌باشد.

    ريشه لغوي قشقايي آميخته با افسانه‌ها و قصه‌هاي گوناگون و حدسيات و گمانهاي متفاوت است ليكن اين روايت‌ها و پندارها را مي‌توان بدودسته متمايز تقسيم‌بندي نمود:

1- مفروضات لغوي و زباني از واژه‌هاي تركي قشقايي

1-1- اولين كسي كه جهت ريشه‌يابي لفظ قشقايي سعي كرده است ميرزا حسن خان فسائي صاحب فارس‌نامه ناصري است. او معتقد است كه كلمه ريشه‌اي نام قشقايي از واژه تركي «قاج قايي» به معني گريخته است. چون ايل خلج از اراضي ممالك روم، آسياي صغير به خاك عراق عجم (اراك) آمدند گروهي از آنها فرار كرده در مملكت فارس توقف نمودند.

    مردمان خلج اين گروه را قاج‌قائي گفتند يعني جمعي از خلج‌هاي گريخته. البته بعد از تغييرات لفظي قاج‌قايي بصورت قاش‌قائي و يا قشقايي درآمده است.

2-1- تعبير دوم از كلمه قشقايي را مستشرق بزرگ روس بارتولد “BARTOLD” نموده است در زبان تركي قاشقه و يا قشقه به معناي خال سفيد پيشاني است يا اسب پيشاني سفيد است و منشا لفظ قشقايي را از معني اسبان پيشاني سفيد دانسته است، بمعناي ديگر ايل قشقايي گروهي هستند كه داراي اسبان پيشاني سفيد مي‌باشند. قاشقا آتلاري در زبان تركي بمعني اسب‌هايي كه لكه سفيد در پيشاني دارند.

3-1- معاني ديگر لفظ قاشقه و يا قاشقا به معناي بي‌باك و پهلوان هم ضبط شده است.

4-1- معني لغوي ديگري كه براي قشقايي ميتوان بيان كرد، بدين ترتيب است كه اگر قشقايي از دو كلمه قاش‌و قائي تشكيل گردد، قاش به محل نگهداري گوسفند، گاو و اسب گفته مي‌شود و قائي بمعناي غيرقابل تسخير و محكم در نسخه قاش‌قائي و يا قشقايي بمعناي محل‌هاي نگهداري گوسفندان و اسبها است كه مستحكم و غيرقابل تسخير است.

    قاش به زمين محصور بدون سقف با حصاري از بوته‌هاي خاور و شاخ و برگ درختان كوهي و جنگلي است كه در آنها گوسفند، بز و اسب و گاو و غيره را نگهداري مي‌كنند.

2- تعبيرهاي جغرافيايي

    اين تعبيرها متنوع و اكثراً غيرقابل اثبات در اينجا به برخي از آنها اشاره ميشود.

1-2- برخي از تاريخ‌نويسان، كاشغر واقع در تركستان چين را (سين‌كيانگ) زادگاه اصلي تركان غز و قشقايي‌ها دانسته‌اند. برپايه اين فرض كه گروهي از قرا تاتارها در روزگار سلجوقيان در شهر كاشغر اقامت گزيدند و بنا به گفته مولف تاريخ مسعودي بيست‌هزار تن از آنان به همراه سعدبن زنگي به فارس آمدند و به مرور زمان نام كاشغري به قشقري و سپس به قشقايي تبديل شده است.

2-2- ميرزا جعفرخان خورموجي در حقايق‌الاخبار مي‌نويسد كه اصل اشتقاق واژه قشقايي چون قشقايي‌ها از تيره طابفه يموت تركمن بنام قشقه ميباشند لهذا بنام قشقايي ناميده شده‌اند.

3-2- قشقه دريا (كشكه دريا)

    كشكه دريا نام رودخانه‌ايست كه در جمهوري تركمنستان (و يا ازبكستان) جاري است و در برخي از بخش‌هاي سفلي با رودخانه زرافشان تلاقي پيدا ميكنند.

    نام رودخانه از دهكده‌اي كه سرچشمه اصلي رودخانه از آن حوالي جاري مي‌شود بنام كشكه و يا قشقه مي‌باشد اخذ گرديده است. بنابرواياتي نام قشقايي از قشقه دريا و يا دهكده قشقه اقتباس گرديده است پروفسور ابرلينگ در كتاب معروف خود بنام «ايل قشقايي» در بخش سياست قبيله‌اي انگليس‌ها در جنوب ايران به اين موضوع اشاره نموده است.

 

(1) كلمه وردي پسوند نام خداوردي، اله وردي و تاري وردي كه فرزندان علي وردي بوده‌اند ميباشد. نام جد بزرگ اينجانب شاه وردي و بروايتي ايشان فرزند كل وردي بوده‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 14:4  توسط منوچهر كياني قشقايي  |