چهره ماندهگار ايل محمد بهمن بیگی
رمز موفقيت بهمن بيگي را در عشق او به مردم محروم و زبان ناطقي كه در پشت آن صداقت موج ميزد جهل و بيسوادي قريب نيم ميليون مردم بيپناه عشاير بهمن بيگي را رنج ميداد. مسئولين هم معتقد بودند جز در سايه اسكان سوادآموزي امكان ندارد اما بهمن بيگي با فداكاري و تهور و بيباكي غيرممكنها را ممكن ساخت.
او آنقدر دست به قلم برد و آنقدر در خواستههاي خود پاي فشرد كه به صداقت خدمتگزاريش ايمان آوردند و با تلاش پيگير توانست تعدادي معلم از آموزش و پرورش بگيرد اما چه سود كه معلمين شهرنشين قادر نبودند همراه ايل كوچ كنند و بعلاوه زندگي سخت ايلياتي براي آنان طاقتفرسا بود به همين علت در كار خود موفق نبودند. اما بهمن بيگي سنگ زيرين آسيا بود، شكست نخورد و احساس ياس در وي به وجود نيامد.
براي انتخاب معلم با سيستم مالي مردم عشاير تنها به راه افتاد و علاقمنداني كه مختصر سواد داشتند و حاضر بودند با حقوق مكتبداري كار تدريس را شروع كنند پيدا كرد اما چون تعداد افراد باسواد در ايل كم بود با كمك از روستاهاي همجوار توانست حدود 80 نفر را انتخاب و اولين مدارس خود را در 1332 با همكاري كلانتران ايل بكار اندازد كه حقوق معلمان را مردم عشاير تامين ميكردند و شخصاً مسئوليت نظارت و تهيه كتاب و دفتر و راهنمايي آنها را به عهده داشت و براي اينكه در كار خود موفق شود در فصل تابستان اين افراد را براي كارآموزي به مركز شيراز ميآورد و علاوه بر خواندن، نوشتن، حساب كردن، درس و بهداشت و تربيت بدني و كمكهاي اوليه هم به آنان آموزش داد.
با وجود جريانهاي سياسي سال 1332 و طرفداري مردم از نهضت دكتر مصدق مشكلاتي نظير فقر مالي مردم ايل براي پرداخت حقوق معلمان كه باعث دلسردي آنان شده بود بوجود آورد اما اين كاروان پيام اميد به كار خود ادامه داده و قافله سالارش با اسب و قاطر و يا پياده در دشتها و كوهها بدون احساس خستگي به بازديد سپيد چادرهايي كه اولين و آخرين آرزويش بودند ميرفت و با وعده دادن به معلمان كه در آينده استخدام خواهيد شد. آنان را اميدوار كرده از تعطيلي مدارس پيشگيري مينمود.
آموزش و پرورش براي اين حركت فرهنگي هيچگونه رغبتي نشان نميداد تا اينكه دكتر كريم فاطمي اين انسان فرهنگي و فرهيخته مدير كل آموزش و پرورش فارس شد و به حمايت بهمن بيگي آمد.
او با ديدن چند مدرسه و اطلاع كامل از سواد دانشآموزان و ابتكارات آقاي بهمن بيگي ترتيب بازديد سران آموزش و پرورش از مدارس عشايري را داد. وضعيت تحصيلي بسيار بالاي عشاير- زادگان و انعكاس آن به تهران نتيجه آن شد كه حقوق معلمان را آموزش و پرورش تقبل نمايد و به جرأت ميتوان گفت آن روز بهمن بيگي اولين نفس راحت را كشيده است.
تأسيس دانشسراي عشايري براي تربيت معلم از ميان فرزندان ايل با تلاش پيگيري بهمن بيگي در اواخر سال 1335 به تصويب رسيد و براساس نظر وي قرار شد داوطلباني از عشاير كه حداقل سواد مكتبدارها يا ششم ابتدايي را داشته باشند انتخاب و پس از گذراندن يكسال دوره بدون تعطيل رسماً به عنوان كمك آموزگار استخدام و به ميان عشاير رهسپار شوند كه انتخاب و نوع تدريس بازديد و راهنمايي و كليه خدمات آنها را بهمن بيگي به عهده گرفت و خود نيز با داشتن مدرك حقوق و آشنايي كامل به 4 زبان زنده دنيا به خاطر هدفي كه داشت به استخدام آموزش و پرورش درآمد.
بهمن بيگي با اطلاع از جهل و بيسوادي مردم ديگر عشاير كشور به تلاش و تكاپو افتاد تا بتواند مردم محروم ان اقوام را هم به فيض برساند و نتيجه آن شد كه دانشسراي عشايري را به مركز تربيت معلم عشاير كشور تبديل و با انتخاب افرادي از ايلات و عشاير كشور و كارآموزي يكساله آنها در اين مركز استخدام و براي انجام وظيفه به سراسر كشور گسيل دارد. تعداد اين معلمان تا انقلاب شكوهمند اسلامي به حدود 10000 نفر از تمام عشاير كشور بود كه به ميان ايلات كرد و لر، ترك و تركمن، بلوچ و بختياري، عرب و بوچاقچي و شاهسون رفته با ابتكارات و نوآوريهاي خود تحسين و حيرت همه كارشناسان آموزش و پرورش را برانگيخته و به قول آقاي بهمن بيگي از كرانههاي ارس تا سواحل خليج از قلههاي برفآلود اورامان تا كويرهاي سوزان معلمان عشاير افتخار آفريدند. براي اينكه خدمت نظام اين معلمان موجب تعطيلي مدارس نشود بهمن بيگي با تماس و مكاتبه مكرر به سران ارتش و نظام وظيفه تقاضا كرد كه معلمان عشاير بجاي دو سال خدمت نظام به تدريس در مدارس عشايري اشتغال ورزند كه خوشبختانه مورد تأييد قرار گرفت و از آن تاريخ معلمان عشايري معافيت شغلي پيدا كردند.
از اقدامات ديگر بهمن بيگي اينست كه چون نيمي از مردم عشاير يعني زنان بر طبق تعصبات ايلي حق تحصيل نداشتند وي با ابتكار خاصي اين سنت مذموم را شكست و تعدادي از دختران سران ايل و حتي دختر ديپلمه خودش را با خواهش براي اينكه راهي براي ديگر دختران عشاير باز شود انتخاب و به دانشسرا فرستاد كه در طي بيست دوره حدود 900 نفر از زنان عشاير بعنوان معلم در تمامي استانهاي كشور به كار تدريس مشغول شدند.
2- يكي از بزرگترين افتخارات بهمن بيگي تأسيس دبيرستان عشايري بود كه از 1340 وي طي نامههاي مكرر به زمامداران وقت از تعداد دانشآموزان باسواد مدارس عشاير و استعداد فوقالعاده و عدم بضاعت مالي آنها كه قادر به ادامه تحصيل نيستند تقاضاي كمك و ياري نمود و اجازه خواست كه يكباب دبيرستان شبانهروزي تأسيس كند تا فرزندان عشاير كم بضاعت و با استعداد بتوانند ادامه تحصيل دهند. دو سه سالي به اين تقاضاها ترتيب اثر داده نشد. بهمن بيگي با دست به دامن شدن به بانك كشاورزي، شير و خورشيد و سازمان برنامه و بودجه و ... ديگر ارگانها موفق شد. خانهاي را در شيراز جهت خوابگاه 40 نفر از فرزندان مستعد و بيبضاعت عشاير اجاره و آنها را به دبيرستان بفرستد. اما چون دبيرستان و معلمان آنها در سطح بالايي نبودند چندان پيشرفتي نميكردند تا اينكه با دوندگيهاي زياد و كمكهاي مردمي در 1346 ساختمان و خوابگاه آنها آماده شد اما از نظر تجهيزات چيزي نداشتند كه بهمن بيگي حتي تخت خواب و پتوي آنها را از ارتش گرفت كه با مشكلات زياد اولين سري دانشآموزان فارغالتحصيل شدند و در كنكور دانشگاهها شركت كردند. موفقيت چشمگير و قبولي 98% آنها در دانشگاه موجب شد كه نهتنها دبيرستان كار خود را ادامه دهد بلكه تعداد دانشآموزان هم سال به سال افزايش يابد و در سالهاي بعد تعدادي از دختران عشاير هم در اين دبيرستان پذيرفته شده و به ادامه تحصيل پرداختند. اين دبيرستان طي دوره 6 سال اول خود حدود 400 دانشآموز دختر و پسر تربيت كرد كه 350 نفر آنها در بهترين رشتههاي علمي دانشگاهها پذيرفته شدند كه موجب سربلندي آموزش عشاير كشور شد.
ناگفته نماند همين دبيرستان بود كه بعد از انقلاب اسلامي و در جنگ تحميلي بيش از 80 نفر از شكوفههاي خود را تقديم اسلام نمود. امروز دانشآموزان دبيرستان عشايري در پستها و مسئوليتهاي حساس مملكت به كار مشغولند كه بسياري از آنها مدير نمونه بودهاند.
3- به دنبال موفقيت دبيرستان عشايري با تغيير نظام آموزشي كشور بهمن بيگي موفق شد با تأسيس 12 واحد آموزشي در سطح راهنمايي در سراسر استان بارقه اميدي براي ادامه تحصيل دانشآموزان ابتدايي باشد.
4- مدارس راهنمايي عشاير نياز به مربي و دبير داشتند كه انتخاب آنها از شهرها كار مشكلي بود بهمن بيگي براساس يك پيشبيني قبلي در 1356 اقدام به تأسيس دانشسراي راهنمايي با ظرفيت اوليه 60 نفر نمود كه دانشجويان آن از ميان فرزندان عشاير كه موفق به اخذ ديپلم شده بودند انتخاب و پس از طي دوره يكساله در رشتههاي زبان، علوم انساني، تجربي، رياضي، حرفه و فن بعنوان دبير در مدارس راهنمايي عشاير مشغول تدريس شود.
5- تشكيل اردوهاي سراسري از معلمان اقوام مختلف در ديگر استانهاي كشور به منظور آشنايي معلمان و دانشآموزان به علوم و فنآوريها و ابتكارات جديد و ابداع روشهاي نوين آموزش و آشنايي اقوام مختلف با يكديگر و نشان دادن روشهايي كه موجب پيشرفت بيشتر شده بود كه در اين اردوها براي احترام به آداب و رسوم و سنتهاي اقوام، هر گروه با لباسهاي مخصوص خود و سرود و آهنگ خاص آن جامعه ظاهر ميشدند.
6- مركز آموزش فني حرفهاي دختران عشاير كه در سال 1349 تأسيس شد يكي از ابتكارات بهمن بيگي بود اين حركت موجب شد صنايع دستي ايلات و عشاير كه بدست فراموشي سپرده ميشد و رنگهاي جوهري جاي رنگيزههاي طبيعي را ميگرفت و طرحها و نگارههاي اصلي از بين ميرفتند روح تازهاي بيابند در اين مركز هر ساله تعدادي از دختران عشاير را در يك محيط شبانهروزي سالم زير نظر استادان حرفهاي كه از زنان مسن و با تجربه ايل بودند انتخاب كرده انواع صنايع دستي نظير قالي، گليم، جاجيم، رنگآميزي، طراحي و ... را ياد داده و پس از اتمام تحصيل با دادن مبلغي وام آنها را روانه ايل ميكردند تا با خريد مواد اوليه بكار بافت صنايع دستي بپردازند و زندگي خود را تأمين كنند.
7- آموزش فني و حرفهاي پسران به منظور تأمين احتياجات عشاير اسكان يافته و تضمين آينده هنرجويان عشايري در سال 1351 بصورت شبانهروزي افتتاح گرديد. بهمن بيگي كه شخصاً از مدركگرايي بيزار و معتقد بود اگر هنر و تكنيك را بدانيم نيازي به مدرك نداريم و در اين مركز رشتههاي نجاري، معماري، برق، اتومكانيك، لولهكشي، تراشكاري و جوشكاري داير و استادن آنها را از ميان فرزندان دلسوز عشاير كه به فنون و رموز كار آشنا بودند انتخاب و در طي 5 سال يعني تا اول انقلاب اسلامي تعداد 500 نفر كارآموز فني تربيت نمود كه جذب بازار كار شدند.
8- يكي از مشكلات بزرگ مردم عشاير نداشتن موقعيت بهداشتي و درماني بود كه گاه مادران ايلي بخاطر يك زايمان ساده از بين ميرفتند و يا عفونت كوچكي موجب مرگ انساني ميشد. بهمن بيگي با تلاش پيگيري خود و همكاري وزارت بهداري موفق شد هر سال تعدادي از دختران ايلي كه مقطع ابتدايي را تمام كرده بودند به مركز استان آورده و در محيط شبانهروزي زير نظر پزشكان متخصص زنان و مامايي آنها را تربيت و براي درمان به ميان عشاير بفرستند كه حقوق اين عده از طريق مردم ايل و سرانجام از بهداري تأمين ميشد.
9- تربيت روستا پزشك و دامپزشك از ديگر ابتكارات بهداشتي بهمن بيگي بود كه دست به دامن دانشگاه شيراز و اداره بهداشت و درمان شده و موفق گرديد ساليانه تعدادي از فرزندان ايل را كه در مدارس راهنمايي عشاير تحصيل كرده بودند به شيراز آورده و زير نظر پزشكان و دندانپزشكان كمكها و فوريتهاي اوليه را ياد داده به ميان عشاير برگرداند و از مرگ حتمي عده زيادي كه ممكن بود با يك اتفاق كوچك از بين بروند جلوگيري كنند كه تعداد آنهاتا سال 1357 بيش از 90 نفر رسيده بود.
10- كتابخانه و كتابخواني از نظر بهمن بيگي از غذا خوردن واجبتر بود وي دائم به معلمان خود توصيه ميكرد كه كتاب بخوانند و براي اينكه دسترسي به كتاب داشته باشند كه خود و دانشآموزان آنها استفاده نمايند با همكاري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و سازمان جهاني يونيسف تعداد 7 دستگاه كتابخانه سيار تهيه كرده و به طور دائم در ميان عشاير ميگشتند و كتاب توزيع ميكردند و ضمناً براي اطلاعات بيشتر آنها از پيشرفت علوم و فنون جديد سينماي سياري هم گرفته بود كه فيلمهاي جالب و آموزنده را در ميان عشاير به نمايش ميگذاشتند.
11- عشاير سيار اجباراً مايحتاج خود را از شهرها تهيه ميكردند اما اين كار دو مشكل بزرگ داشت يكي اينكه اجناس را با قيمت بالايي به مردم عشاير ميفروختند و ديگر اينكه اياب و ذهاب و حمل آنها از شهر به ايل مشكلاتي داشت كه بهمن بيگي با همكاري سازمان برنامه و بودجه و استانداري تعداد 15 باب فروشگاه سيار در طوايف مختلف داير كرد كه وظيفه داشتند مايحتاج اوليه مردم ايل را با قيمت رسمي و دولتي بين چادرها توزيع نمايند.
12- دانشآموزان دبيرستان عشايري در چند رشته ورزشي به مقام قهرماني رسيدند زيرا بهمن بيگي خود ورزشكار و ورزشدوست بود. برخلاف آن روزها كه به درس ورزش چندان اهميت نميدادند نمره اين درس را خيلي جدي ميگرفت و ورزشكاران و قهرمانان را تشويق ميكرد و همين عامل موجب شد نام دبيرستان عشايري در ميادين قهرماني در رأس و برنده دهها كاپ مقام نخست باشد. اين موفقيتهاي ورزشي و كسب مقامات قهرماني بهمن بيگي را بر آن داشت كه در سال 1351 اقدام به تأسيس استاديوم ورزشي در مساحت بيش از 10 هكتار كه زمين آن را پس از دوندگيهاي زياد از سازمان منابع ملي گرفته بود، نمود. در اين استاديوم زمينهاي فوتبال، هندبال، بسكتبال، ميدان سواركاري، دوميداني و استخر شنا ساخته و شروع به كار كرد.
13- تأسيسات فرهنگي عشاير با ابتكارات جديد و روشهاي ابداعي و با بْرد موفقيتآميز خود علاوه بر داخل كشور روزنامههاي خارجي را هم تحت تأثير قرار داد و نتيجه آن شد كه هر ساله از ساير كشورها براي بازديد اين موسسات فرهنگي نوين و پيدا كردن رمز موفقيت دانشآموزان عشاير در تحصيل درس، هنر، حرفه، ورزش و ... به ايران سفر كنند. سفرهاي متعدد سران و مديران سازمانهاي فرهنگي، تحقيقاتي، دانشگاهي، بينالمللي موجب شد كه آموزش عشاير را يكي از پديدههاي نوين سوادآموزي در دنيا معرفي و بهمن بيگي را به دريافت جايزه سوادآموزي يونسكو مفتخر نمايند. اما سرفرازي بهمن بيگي به اين جايزه نبود بلكه موفقيت صدها دكتر، مهندس، افسر، قاضي، دبير، استاد، مدير كل و ... بودند كه اگر آموزش عشاير نبود هيچكدام به اين درجه نميرسيدند و بالاتر اينكه بهمن بيگي سر فخر به آسمان ميساييد كه دانشآموزان عشاير كرد و لر و بلوچ و ترك وعرب در كشور در امتحان همگاني كشوري مقام اول را كسب كردهاند.
بهمن بيگي پس از 30 سال تلاش و كوشش و گشودن راهي براي جوانان آينده عشاير قبل از پيروزي انقلاب به افتخار بازنشستگي نائل شد و به كار نوشتن پرداخت چهار عنوان كتاب او «بخاراي من ايل من» «اگر قرهقاج نبود» «به اجاقت قسم» و «عرف و عادت در عشاير فارس» كه به چاپهاي متعدد رسيدهاند بيگمان از شاهكارهاي زبان فارسي و نوآوريهاي فرهنگ اجتماعي و روشهاي مهم تعليم و تربيت ميباشند كه امروز برخي از مطالب آنها در دانشگاهها و كتابهاي درسي دبيرستانها تدريس ميشوند.
در سال 1358 زندهياد شهيد رجايي و مرحوم سيدكاظم موسوي پس از بازديد از مدارس و دبيرستان عشايري فرمودند: «اگر در اين كشور يك قدم مثبت برداشته شده همين آموزش عشاير است.»
اما آنچه از بهمن بيگي باقيمانده نسلي موفق و پاگرفته از ميان مردم محروم و مظلوم عشاير كشور و از مكتبي است كه خود بنيانگزار و مبتكر آن بوده و بدون شك از خدمتگزاران واقعي اين مملكت هستند و فرداي روشني در انتظارشان خواهد بود.
جا دارد براي شناخت اين انسان فداكار و از خود گذشته و اين چهرهي جاودانه از مردم ايلات و عشاير يعني مردمي كه اولين و شايد آخرين بارقه اميدشان آموزش عشاير بود، اطلاعات بيشتر كسب شود.
