تبليغاتX
مجله اينترنتي ائل سوزو - مقايسه اجمالي وضعيت بهداشت در بين جوامع شهري و عشايري در زمان ناصر الدين شاه
فصلنامه علمي، پژوهشي، فرهنگي، هنري و سياسي

«بروجرد شهر بزرگي است كه 200000 نفر جمعيت دارد ولي كثافت آن از حد گذشته به محض آنكه از حصار آن داخل شديد غير از خرابه و كثافت چيز ديگري نمي بينيد ، تمام كوچه ها كج و معوج و بازارهاي تنگ و تاريك آن به همين حال است و از همه جا هر نوع رايحه كريهه به مشام مي رسد. چاله مستراح غالب خانه ها به طرف كوچه بازار است و در وسط شهر بالوعه بزرگي است كه تمام كثافات به آنجا مي رود و خدا داناست كه تاكنون چيزي از آن برداشته شده يانه ؟ آفتاب هم نمي تواند همه چيز را از بين ببرد و همه جا را خشك و سالم كند. بروجرد تنها وسيله ضد عفوني كه دارد همين آفتاب است كه در ممالك حاره كم و بيش اين كار را مي كند.»(فوريه ،1363،ص275)

آنچه كه گفته شد ، مخصوص شهر هاي كوچك نبود و در تهران هم كه دارالخلافه ناميده مي شد و محل تجمع سران مملكت و پزشكان خارجي و ... بود ، وضعيت چندان تفاوتي با شهر هاي كوچك نداشت. سطح خيابان ها و كوچه ها خاكي و در زمستان گل آلود بود. كوچه ها و محلات تنگ و پر پيچ و خم بوده و جمعيتي كه سر و لباس آنها به دليل همين آلودگي ها چندان رضايتبخش نبود، در حال حركت بودند. دكتر فوريه كه اواخر دوره ناصري در تهران بوده و طبعا در آن زمان وضعيت قدري بهتر از اوائل دوران حكومت ناصر الدين شاه شده بود ، در مورد وضعيت بهداشتي كوچه هاي تهران مي گويد:

«كثافت آنها بي نهايت است مخصوصا پايين بازار و در كوچه هايي كه راه ميدان قاپوق و ميدان مال فروشها و محله يهوديهاست ، ممكن نيست كه انسان از آنها بگذرد و دائم با بوي عفونت لاشه مردار همراه نباشد.» (فوريه ، 1363،ص 140 )

اما مهمتر از كوچه ها و خيابان ها ، آنچه كه بيش از همه باعث بروز بيماريهاي مهلك و همه گير مي شد، وضعيت آبهاي جاري سطح شهر و نحوه نظارت بر تقسيم آن بود. بر خلاف خيلي از شهرها كه با مشكل كم آبي مواجه بودند ، آب فراوان بود ولي تقريبا تمام آن به مصرف آبياري باغ ها مي رسيد و براي آب پاشي خيابان ها چيزي باقي نمي ماند. حق توزيع آبها متعلق به ميراب بود كه از طرف مردم و با نظر حكومت به اين كار گمارده شده و مردم مي بايست آب را از او بخرند و از روي ساعت و روز حق مزبور مشخص مي شد. معمولا هفته اي دو روز از جويي كه در كوچه وجود داشت ، آب به هر خانه روان شده و آنچه از ظرفيت حوض و آب انبار اضافه مي آمد از سر حوض لبريز شده تحت نظر صاحب خانه يا باغبان ها به مصرف آبياري باغچه ها مي رسيد. (انصاف پور، 1363،ص300) شايد نوشتن همين مطلب كافي باشد تا انسان را به جواب اين سوال برساند كه چرا وقتي يك بيماري مسري در يك گوشه از شهر بروز مي كرد ، ناگهان در كل شهر شعله ور شده و با سرعت باور نكردني به صورت اپيدمي ظاهر مي شد. دكتر فوريه با بياني زيبا اين مسيله را چنين عنوان مي كند كه :

«تمام مطلعين مي دانند كه وسيله عمده سرايت مرض ، جويهاي آب است كه در هر چند قدم سر آنها را باز مي گذراند و از محله اي به محله ديگر مي رود و خانه به خانه را مشروب مي سازد. شاهد اين قضيه اينكه در همين اواخر يكي از زواري كه از مشهد آمده بود مقداري از لباسهاي يك نفر حاجي را كه در آنجا يا در بين راه مرده بود با خود همراه داشت و چون به طهران رسيد آنها را در آب رواني شست و طولي نكشيد كه وبا در خانه هاي مجاور و بعضي از نقاط دورتر بروز كرد.»(فوريه ، 1363 ، ص296)

اما منابع آب معمولا در بين عشاير محدود و راكد نبود و رودخانه ها و چشمه ها كه از سالمترين منابع آب هستند ،به طور نامحدود در اختيار عشاير بوده و از آن استفاده مي كردند. برخي از نويسندگان بر عشاير خرده مي گيرند كه در ميان آنها حمام به شكلي كه در شهرها و روستاها معمول بود ، وجود ندارد. به همين لحاظ بد نيست در پايان اين قسمت كمي هم در مورد حمامها و خزينه هاي افسانه اي آنها كه الهام بخش مردم در خلق داستانهاي شگفت انگيز و باور نكردني بود و تا همين چند دهه قبل هم وجود داشت ،بگوييم. در جوامع عشايري همانطور كه گفتم چيزي معادل حمام وجود نداشت و مردم در فصول گرم سال خود را در آبهاي روان شسته و در ماههاي سرد سال تا آنجا كه ممكن بود بدن خود را شستشو نمي كردند و هرگاه كه لازم بود با گرم كردن آب تميز كه از منابع آب روان گرفته شده بود ، استحمام مي كردند. اما در شهرها كه حمام وجود داشت ، خزينه آن محل مناسبي براي كسب انواع بيماريها به خصوص بيماري هاي پوستي مثل كچلي بود. شيوه آبگيري اين حمام ها بدين طريق بود كه خزينه مانند آب انبار از محل آب هاي جاري پر شده و در زير آن ديگ از جنس فلز مس گذاشته و آنرا از زير حرارت مي دادند. مردم براي استحمام وارد اين خزينه شده و تبعاٌ هر كس مقداري آلودگي به آب اضافه كرده و بدين طريق آب خزينه ها مملو از كثافت و آلودگي و عوامل بيماري زا بود و گاه ماهها مي گذشت و به دليل كم آبي و يا عوامل ديگر اين آب تعويض نمي گشت. جالب اينكه برخي از مردم مقداري از اين آب را به عنوان تبرك نوشيده و به هم تعارف مي كردند. (افاضلي ، 1373 ، ص112) البته اين معضل بزرگ تا زمان اخير هم ادامه داشت و با لوله كشي شدن آب و به وجود آمدن حمام هايي كه مجهز به دوش بود ، تا حد زيادي بيماريهاي پوستي در بين مردم كم شد.

سخن آخر

اگر بخواهيم در چند جمله و به ايجاز از اين بحث نتيجه گيري نماييم مي توان گفت كه وضعيت بهداشت محيط و تا حد زيادي بهداشت فردي (حداقل تا آنجا كه مربوط به استحمام مي باشد ) در جوامع عشايري از جوامع شهري بهتر بود. عشاير به دليل زندگي در طبيعت آزاد و عدم محدوديت فضا و دسترسي به منابع آب روان و سالم ، نقل مكان و كوچ فصلي ، استفاده وسيع از قدرت ضد عفوني كننده نور خورشيد و ... كمتر دچار عوارض محيط هاي  بسته بوده و به همين لحاظ كمتر دچار اپيدمي هاي مهلك مانند وبا مي شدند.

 

دكتر مسعود اكثيري پزشك و كارشناس ارشد تاريخ

 

1-    آدميت ، فريدون ، امير كبير و ايران ، انتشارات خوارزمي ، تهران 1355

2-    فوريه ، سه سال در دربار ايران ، ترجمه عباس اقبال ، انتشارات علمي ، تهران ، 1363

3-    انصاف پور ، غلامرضا ، ايران و ايران به تحقيق در حد سفرنامه دوره قاجار، كتابفروشي زوار ،تهران 1363

4-    افاضلي ، اكبر ، توشه اي از تاريخ گلپايگان و مردم آن ، انتشارات ابجد، تهران 1373

آذربايجان تبريز ، جناب آقاي دكتر بهروز ايماني

از اينكه تز دكتراي خود را در تركيه بر ايل قشقايي مي نويسد سپاسگذار شما هستيم ولي سعي كنيد از منابعي استفاده نمائيد كه كينه و عداوت با اين ايل و مردمش نداشته باشند وجود شما حتي براي چند ساعت در ميان مردم و ديدن منابع آنها ضروري است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 10:19  توسط منوچهر كياني قشقايي  |